با سلام
پاره ای دیگر از اصطلاحات مرسوم در کشاورزی سنتی پل نو که در میان کشاورزان مورد استفاده بوده است در زیر آورده شده تا از به فراموشی سپردن فرهنگ واصطلاحات پیشینیان جلوگیری گردد
تنجه tenje:جوانه
تنجه زدن tenje zadan: جوانه زدن
خار اُوییxaowi:گیاهی هرز که غالبآ کنار جوی آب می روید
خافور xafur:گیاه جو موشی خشک شده
جا یُرد jayord:زمینی که گوسفندان طی مدتی در آن استراحت کرده اند و اکنون کشت شود وبسیار حاصلخیز است.
جِنگه jenge:گاو نر جوان
خوره: xureنوعی خورجین دو قسمتی از جنس پنبه یا موی بز که پیش از انداختن بر روی الاغ دهان آن را می دوختند
دُژگال (گُل)doJgal:گیاهی هرز که در شالیزار می روید
دَق کردن daq kerdan:رشد نکردن بذر و از زمین بیرون نیامدن وجوانه نزدن
رُهroh:تور مستطیل شکل بافته شده از موی بز برای حمل کاه و علوفه بر پشت الاغ
سَلمه salmeگیاهی هرز و چند شاخه ای که در زمین کشاورزی روید
شَنگه شیره (شِنگ )ṧenge ṧereگیاهی هرز که شاخه های آن بر زمین پخش می  شود و قابل خوردن است
شوپا ṧowpaنگهبان شب (کسی که شب هنگام درمزارع نگهبانی دهد )
قبّه qobbe:خرمنی از گندم پاک وتمیز شده
کَتّه katteh:انباری سر باز برای نگهداری محصولات کشاورزی
کُرپهkorpe:زراعتی که دیر کاشت شده (همچنین گوسفندان کوچک نیز به این نام خوانده می شوند )
کُرزه korze:تقسیم بندی زمین که تخته یا کرت نیز نامیده می شود
کُرو karow:نوعی بیل که در دو سوی آن زنجیر متصل است و دسته ای به نام «مُشتوک» بدان وصل است که در دست یک نفر قرار می گیرد و با کشیدن آن کرزه بندی می شود
کِسِنkesen :دانه ای شبیه نخود ولی ریز تر که خوراک دام قرار میگرفت
کلاکی kalake:نشاء برنج با دست در شالیزار
کَلُر kalar:محصولی که زود کاشته شده وزود هم به دست می آید در مقابل کرپه (همچنین به گوسفند یا دام بزرگ هم اطلاق می گردد )
کِلّه kelle:خط شخم
کِله kele:چیدن چند سنگ بر روی خرمن یا در اطراف زمین برای نشانه گذاری یا به نیّت محافظت معصومی در برابر متجاوزان
کوروشه kouruṧe: خوشه های کوبیده نشده ی گندم یا جو که پس از باد دادن باقی می مانند
کولور kulur:ضایعات جو یا گندم که پس از درو در زمین بر جای می ماند
گاله gale:نوعی خورجین بزرگ که برای حمل کاه و علوفه بر پشت الاغ درست می شد                                                        توسط:اسدالله خلیلی پل نویی